*** عرشیا ***

پایان 29 ماهگی + سفرنامه یزد

1395/2/7 7:35
نویسنده : مامان عرشیا
303 بازدید
اشتراک گذاری

سلام خوب من . شیرین زبون مامان ...

نمی دونم چه جوری از خاطراتت ماهانه ات بنویسم که وقتی مرد شدی بدونی که چه روزهای قشنگی دوران

کودکیت داشته ای.

 

 

 

 

 

عزیزم بعضی مواقع حرف هایی می زنی که من می مونم که این حرفهای بامزه را از کجا یاد گرفتی.چند روز پیش

یه دفعه منو صدا کردی و گفتی مامان نگاه رنگین کمان .... واقعا رنگین کمان بود.به گمانم معنی رنگین کمان را از

شبکه پویا می دونستی .

وروجك شيطون من ، همه فعل ها را درست بيان ميكني اما چند از كلمات برات سخته مثل 

 کنترل تلویزیون ، كه به اون(کنکولول) می گی 

به تصادف ،(تفادص )

به ليوان (ويلان ) 

به تفنگ ( كفنگ ) خندونک

 

سوره توحید و صلوات را یاد گرفتی . البته وقتی من شروع می کنم تو اونو ادامه می دی.

 

متاسفانه برنامه خوابت خیلی تنظیم نیست. صبح ها تا ساعت 11 خوابی و شب ها هم تا ساعت 2 بیداری...

 

قبلا خوراک کدو را خیلی دوست داشتی ولی ذائقه ات تغییر کرده و دیگه دوست نداری

عاشق آب گوشت مرغ هستی.

تو میوه ها به طالبی ، سیب و مخصوصا موز و بعضی مواقع عشقی به پرتقال علاقه نشون می دی

 

از بس بابا تو خونه فوتبال می بینه تو به فوتبال حساسیت نشون می دی و اگه یادت باشه به بابا می گی که

کانالو عوض کنه و آخر شب درخواست پویا می کنی.

 

عرشیای نازنینم آن قدر زود رنجی که کوچکترین دعوا تو رو به گریه میندازه ... اگه بابا تو رو دعوا کنه می یای تو

بغل من و می گی مامان بابا دعوا کرده بیا بهش بگو ... منم می گم  بابا دوست داره بابا هم باید بوست کنه که تو

آروم بشی ...اگر هم قهر کنی که دیگه جای خودشو داره باید نازتو بکشیم که آشتی کنی.

 

بیشتر وقت ها خودتو برای ما لوس می کنی میای تو بغلمون و بوسه بارونمون می کنی. فدای مهربونیهات برم

 

 به سی دی ( چرا در باغ پرندگان ) و ( خاله ستاره ) خیلی علاقه نشون می دی. اوایل وقتی برات می ذاشتم 

دوست داشتی که تکرارشو چند بار دیگه هم ببینی. گفتم فقط یه بار اجازه می دم اون هم یا چرا یا خاله ستاره .

قربون پسر باهوشم برم که خوب می فهمی وقتی از خواب بیدار می شی می گی مامان من امروز (چرا )ندیدم

برام (چرا )می ذاری یه بار ببینم .... وقتی چرا تموم میشه میگی پویا بزن. برای پویا هم باید برنامه بریزم که زیاد

تی وی نبینی. آخه بیشتر از یک الی دو ساعت تی وی یا برنامه های کامپیوتری دیدن برای سن تو ضرر داره .

البته بگم که به جای (چرا ) می گی ( چراغ )

 

بیشتر وقت ها با بابا برای بازی به محوطه بلوک می ری و با بچه های همسایه بازی می کنی.

 

 

 

 

 

تو تعطیلات مبعث از چهارشنبه تا شنبه یه سفر به شهر زیبای یزد داشتیم. هر چه از آثار باستانی و بافت قدیمی

یزد بگم کمه .  یه خورده هوا گرم بود ولی قابل تحمل...

مسجد جامع یزد ، مسجد امیر چخماق ، زندان اسکندر ، حمام تاریخی ابوالمعالی ، مسیر پیاده کوچه های

آشتی کنان ، دخمه زرتشتیان ، آتشکده زرتشتیان ، باغ دولت آباد و موزه آب از جمله اماکنی بود که تو این چند روز

وقت کردیم که بریم. خدا را شکر ..

این هم آلبوم تصاویر سفر به یزد

 

مسجد جامع یزد

 

 

باغ دولت آباد

 

 

 

 

درب يكي از مساجد زيباي يزد هست كه در بافت قديمي واقع شده 

 

 

دخمه زرشتتيان 

 

 

 

 

موزه آب 

 

 

دخمه زرتشتيان 

 

 

زندان اسكندر -داخل محوطه زندان مغازه هاي صنايع دستي از جمله كاشي هاي رنگارنگ ، ظروف سفالي و 

ميناكاري ، پارچه هاي ترمه و... وجود داشت. 

 

 

 

مسير پياده كوچه هاي آشتي كنان - در اين مسير كوچه هاي باريكي وجود داشت كه اگر احيانا دو نفر با هم قهر 

بودند در مسير ترد از اين كوچه ها با هم آشتي مي كردند . 

 

 

زندان اسكندر 

 

 

مسجد جامع يزد 

 

 

زندان اسكندر 

 

 

كافي شاپ ابوالمعالي واقع درپس كوچه هاي آشتي كنان 

 

 

رستوران ابوالمعالي 

 

 

باغ دولت آباد

 

 

باغ دولت آباد

 

 

ابن دو عکس پایینی مربوط می شه به رستوران سنتی و زیبای خان دو حد که کلی توریست هم برای صرف ناهار

آنجا اومده بودند.

 

 

 

 

موزه آب

 

 

سید عرشیای من ، عشق یگانه ام

در آغوش لحظه ها تکرارت می کنم .تماشای تو زیباترین تکرار زندگی من است.

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به *** عرشیا *** می باشد